تبليغاتX
باران بهاری

باران بهاری

گل آفتاب گردون
گل آفتاب گردون

چرا این گل قشنگ سرش پایینه؟!!!

پ ن:

شاید با خورشید قهر کرده!!!!!

+نوشته شده در 87/06/29ساعت16:21توسط سارا |
عشق
+نوشته شده در 87/06/16ساعت13:7توسط سارا |

دل را به رنج هجر سپردم ، ولی چه سود،

پایان شام شکوه ام

صبح عتاب بود.

……………………………………….

پایم خلیده خار بیابان.

جز با گلوی خشک نکوبیده ام به راه.

لیکن کسی، زراه مددکاری،

دستم اگر گرفت، فریب سراب بود.

………………………………………

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ، سحر نزدیک است.

هر دم این بانک برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

………………………………………

                                                           سهراب سپهری

 

+نوشته شده در 87/05/25ساعت15:38توسط سارا |

مردی که لب نداشت 

قصه ی مردی که لب نداشت

 

یه مردی بود حسین قلی

چشاس سیا لپاش گلی

غصه و قرض وتب نداشت

اما واسه خنده لب نداشت .

 

 

 

برای خوندن ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید

               

 

با تشکر    راستی نظر یادتون نره

ادامه مطلب
+نوشته شده در 87/05/18ساعت17:57توسط سارا |